محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
502
خلاصة الحكمة ( فارسى )
دست او كشيده بر دو ران آن باشد ؛ جهت آن كه وقتى كه تكميل يافت خلقت جنين ، مشيمه بر آن تنگى مىنمايد و به سبب تنگى آن ، مضطرب مىگردد جنين و حركت مىنمايد براى برآمدن و طالب وصول نسيم بارد مىگردد به بدن . و از ابتداء تكوّن تا اين حالت ، سر طفل بالا مىباشد و پاهاى آن پايين و روى او به جانب پشت مادر ، بر سر پا نشسته ، و هر دو زانو را بر شكم چسبانيده و بازو را به پهلوها و ساق دست را به بازو و مرفق را بر كاسهء زانو و گردن را خم داشته و صورت را بر هر دو كف دست گذاشته به هيأت كروى ؛ به حدّى كه اصلًا فرجه و فاصله [ اى ] ميان اجزاء آن نيست . و در اين هنگام ، منقلب مىگردد رو ؛ به سبب حركت انقلابى علايقى كه مشيمه را با رحم است براى استحكام . و آن كه حركت نتواند نمود ، گسيخته مىگردد و سر او به جانب پايين و يا به جانب بالا مىرود . و مشيمه شكافته مىشود و قامت او راست مىگردد و دست او « 1 » بر فخذين منبسط مىباشد . و لهذا چون پسر تولّد يافت ، روى او به جانب آسمان و پشت او بر زمين مىآيد « فَتَبارك اللّه احسَن الخالقين » « 2 » و در تشريح رحم و تكوّن جنين نيز ذكر يافت . [ ب ] و يا به سبب ردائت و بدى هيأت گرفتن قابله است طفل را در هنگام انفصال و برآمدن از رحم ، كه : خوب نگيرد و به دست نگاه ندارد كه به ملايمت به زمين فرود آيد ، كه سر او به صدمه بر زمين خورد و به سبب نرمى استخوان آن ، پهن گردد و يا دست و پاى او را درست نگيرد و محافظت ننمايد كه كج گردد . و بعد از پهنى و كجى باز به سرعت در گرمى و نرمى مستوى نگرداند كه همان قسم بماند و صلب گردد و منافذى را كه بايد گشاده گرداند و مفتوح سازد ، نسازد . و همچنين در ساير تدابير قصور نمايد . و يا نزد پيچيدن به قنداق ؛ به آن كه تنگ بپيچد بعض اعضاء را به حدّى كه كج و پيچيده گردد ، و بعضى را سست بپيچد . و در وقت پيچيدن اعضاء را - مانند دست و پا - مستقيم و راست ننمايد كه كج ماند .
--> ( 1 ) . الف : ( او ) حذف شده . ( 2 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 14 .